WORKS
TEXT
PHOTOGRAPHS
BOOKS
ABOUT
LINKS
CONTACT

پراکنده درباره شعر

در هر «شعر» دست كم يك زندگي وجود دارد؛ شاعر زندگي اش را در شعر ويران مي كند و از خاكستر اين ويرانه ققنوسي از جنس كلمات بر ميخيزد. به اطراف ذهن خود نگاه كنيد، كدام شعرها را مهم مي يابيد و از حفظ مي خوانيد؟ يقيناً آناني كه شاعرش ويران شده، خرد شده تا كلمه اي بنويسد، همان شعري كه شاعرش اسطوره بود؛ ( نه لزوماً اسطوره ي پيشوند پسوند پذير از جنس ‹پسا پست استعماري و پسا لنگ و پاچه اي’، شاعري كه اسطوره ي ذهن ها بود؛ شخصي كه وقتي از او مي پرسد : نيما خان، چرا ديگر شعري نمي نويسيد؟ مي گويد: براي اينكه زباني را كه مي خواستم استعمال كنم كردم، لغات و فرهنگ شعري را كه داشتم به كار بردم و ساختمان مورد نظرم را بنا كردم. حالا استراحت مي كنم و كبك ها را در كوه مي نگرم ) شاعري حتي اسطوره زندگي شهري و كارمندي. اين جادوي فاصله ي ذهن سازنده تا صفحه كاغذ است كه هر مفهوم و توصيف شعري را ابدي مي كند. ابديتي كه در شبان تنهايي مان، در ميان خيابان ها و در دشت ها ملكه ذهن ماست. اين انتخاب شماست تا شاعر را انتخاب كنيد، او با نوشتن ‹شعر› در اقيانوس تنهايي خويش ابدي شده است. مي توانيد همراه و هم كلام او باشيد، يا پرستش گر انواع لنگ و پاچه و لب و دهان هاي بي هويتي كه صرفاً به طور عمودي زير هم آورده شده اند.

یک پاسخ

  1. Peyman نیم‌رخ
    Peyman

    شاعرانه آدمی بر روی ارض سکنی می گزیند
    هولدرلین

    پسندیده شده توسط 1 نفر

برای Peyman پاسخی بگذارید لغو پاسخ