یادداشت درباره نمایشگاه «میانگاه» در گالری آران
دیماه ۱۳۹۴
یکی از گونههای پرطرفدار نقاشی در میان قشرهای مختلف نقاشان، مخاطبان خاص و عام نقاشی، منتقد و کارشناس و… نقاشی چهرهنگاری (پرتره) است. برای بسیاری پرتره نشانگر میزان هنر نقاش و قابلیتهای وی در پرداخت به جزییات و ریزهکاریها و همچنین فضا سازی است. در دورههای مختلف تاریخ نقاشی هم با برخوردهای متعدد و گاه متضاد در قبال نقاشی چهره و مباحث پیرامونی آن مواجه هستیم. بنگریم به سیر تحول شمایل نگاریهای یونانی با سبکهای محتلف آن (هلنی، کلاسیک و…) تا موجهای پست مدرن، هایپر رئال و نقاشی معاصر؛ در بطن این تاریخ چهرهنگاری همواره یکی از وزنههای مهم نقاشی و حتی دلیل ابقا و ابطال آن در جوامع با قوانین مختلف بوده است. چهرهنگاری میتواند نمایشگر قداست، وقار، اهمیت، عشق، ترس و اکثر حالات و عواطف انسانی و یا روایتگر یک اتفاق، حادثه و یا داستان باشد. برخی از نقاشان پیشروی اروپایی ابداعات خود در زمینههای درک و دریافت رنگ، نور، پرسپکتیو . فنون پرداخت و ساخت و ساز در هنرهای تصویری را در این ژانر به بوتهی آزمایش گذارده و به کار بستهاند. از انسانگرایی و ناتورالیسم نقاشان روم و آتن تا ابداعات و تکنیکهای رنسانسیها، رامبراند[1] و یان ورمیر[2] در شناخت و تأثیرات نور و رنگ، تا مکاتب امپرسیونی، مدرن و معاصر؛ بعلاوه تاریخی مفصل از چهرهنگاری در ایران، هند و شرق دور (با تمام فراز و نشیبهایش) که در کنار تاریخ نقاشی پرتره غربی- اروپایی، پرتره سازی را یکی از مهمترین انواع نقاشی جلوه میدهد. اهمیت پرتره آنگاه بیشتر میشود که ببینیم تا پیش از فراگیر شدن عکاسی، هر کس که کمی به جاودانگی میل داشت و صاحب منصب و موقعیتی بود، سفارش نقاشی از چهرهاش را به استاد طراح و نقاش میداد. صغیر و کبیر، کهتر و مهتر، همه دوست داریم تصویرمان به بهترین شکل ممکن ثبت شود.
مرتضی پورحسینی در «میانگاه» مجموعهای از نقاشی پرتره را به نمایش گذاشته است. نقاشیهایی که در دو طرف گالری آران جای گرفته و شامل دو گروه تابلو است. هر دسته از روی یک مدل نقاشی شده، در حالاتی نسبتاً یکسان و مشابه. مدلها پشت سطحی میز مانند نشسته و به روبهرو و اطراف مینگرند. در حالیکه دستهایشان در حالات مختلفی قرار دارد. دختر جعبهای خالی را باز کرده و مرد، با کلاغی بر روی دستش نشسته. سر مدلها هم در هر تابلو وضعیتی متفاوت دارد. در یکی نگاه مدل متوجه نقاش (مخاطب) است و در یکی دیگر، سر را کاملاً برگردانده و به پشت توجه دارد. گویی کسی را با نگاه تعقیب کرده و یا متوجه صدایی از پشت سر شده است. صورتها بی رمق و بی حالند؛ نوعی مسخ شدگی، بی حسی و حتی ناراحتی در این چهرهها قابل رویت است. تأکید نقاش بر روی انتقال عواطف و احساسات چهرهها موفق از کار درآمده و مخاطب به خوبی با مسیر تابلوها همراه میشود و به مکاشفه در چگونگی فیگورها و حرکاتشان میپردازد.
آثار این مجموعه از نظر فرم و ساختار تصویری، پهلو به پهلوی آثار برخی نقاشان باروک[3] از جمله کاراواجو[4] میزند و در نحوه قرارگیری فیگور و ژست آنها در صحنهی نقاشی، تأثیر نقاشان اروپایی در سدههای ۱۶و ۱۷میلادی دیده میشود. اما در نوع عناصر صحنه و المانهای به کار رفته، نگاهی مشابه نگاه هنرمندان سوررئالیست[5] را میتوان دید. سنگ، کلاغ، جعبه، چاقو یا کف دستی که سوراخ شده یادآور نمادگرایی و اسرارآمیز بودن کارهای رنه ماگریت[6] است. این نوع تشابهات به خودی خود عاملی برای ضعف و قوت اثر هنری نیست؛ بلکه نوع برخورد هنرمند با آن و تأثیری که بر تولید هنری میگذارد، نمایانگر میزان تسلط و یا گرته برداری هنرمند است. در نقاشیهای پورحسینی اما این فرمها و رمزگان به خوبی مورد استفاده واقع شده و تک تک اعضا در ترکیببندی آثار جایگاهی قابل توجه دارند و میتوانند نمادی از یک مفهوم، حادثه و یا داستان باشند. در یکی از تابلوها، مرد دستان خود را روی میز گذاشته و ما به خوبی کف دست راست او را میبینیم که زخم و سوراخ شده! دستها طوری قرار دارند که گویی خود فرد با دشنهای که در دست دیگرش دارد به خود ضربه زده. زخمی که یادآور داستان صلیب و مصلوب شدن عیسی مسیح است. میتوان زنجیرهی تعابیر و تفاسیر را به خوانشی نقاشانه از مفاهیمی چون معصومیت، رنج و عزت نفس متصل کرد. همانطور که در داستان زندگی عیسی با این عواطف مواجه هستیم. داستانی که به جز جنبههای مذهبی، پر است از درسها و مضامین والای اخلاقی.
چهرهها در مجموعهی «میانگاه» به قصد خودنمایی و ابدی شدن نقاشی نشدهاند. این صورتها و فیگورهایشان نمایشگر التهابات و کاستیهای عواطف در روزگار ماست. نقاش بر نقاطی از ادراکات بشری دست گذاشته که در طول تاریخ محل بحث بوده و بسیار شکننده و در عین حال مهم مینمایند. اضطراب، ترس، تنهایی و تعلیق در تمام این تابلوها قابل ردیابی است. این مجموعه شامل آثاری روانشناختی و عمیق است که هزارتوی تفکر و دریافت ذهن مخاطب را از رهگذر نشانهها میکاود.
[1] ) Rembrandt van Rijn
[2] ) Johannes Vermeer
[3] ) Baroque Painting
[4] ) Caravaggio
[5]) Surrealism
[6] ) Rene Magritte


بیان دیدگاه