یادداشتی بر نمایش عکسهای مریم نیازاده در گالری آتبین
پائيز ١٣٩٣
۱
«تصویر دوریانگری» مهمترین رمان اسکار وایلد نویسندهٔ رمانتیک ایرلندی و از مشهورترین آثار ادبی قرن نوزدهم است که نویسنده آن را در سن ۳۶ سالگی منتشر ساخت. داستان این کتاب مربوط به جوانی متمول و خوش سیما به نام «دوریانگری» است که تحت تاثیر دوستی و معاشرتها، و میل به جاودانگی سیمای جوانش، آرزوی جوانی ابدی میکند و میخواهد تا نقاشی چهرهاش به جای او پیر شود.
دوریان متوجه میشود که خواستهاش برآورده شده و پرترهاش بجای او پیر و فرتوت میشود. این اتفاق درکنار گسترش دوستیهایش با افراد منحرف و ولخرجیهایش، وی را به شخصیتی پلید، بیایمان و تک افتاده بدل میکند که بیپروا دست به اعمال شنیعی میزند.
مضمون جاودانگی و گمراهی در این رمان را میتوان با نمایشنامهٔ «فاوست» از ولفگانگ گوته مقایسه نمود که در آن هم، دکتر فاوست برای رسیدن به دانش بیپایان روح و ایمان خود را با شیطان معامله میکند.
«تصویر دوریان گرِی» در زمان انتشار با بازخوردهای منفی و کوبندهای از سوی منتقدان ادبی، انجمنهای مذهبی و مردم رو به رو شد. اما چند سال پس از مرگ اسکار وایلد، این کتاب مورد استقبال مردم و خوانندگان ادبیات قرار گرفت و به سرعت به یکی از معتبرترین رمانهای اروپایی بدل شد و نام وایلد را بعنوان یکی از سرآمدان ادبیات نوین اروپا بر سر زبانها جاری ساخت.
۲
عکسهای مجموعه «تصویر دوریان گرِی» در عین پیوستگی و اتصال، مجرد نیز هستند. تک میوهای در هر قاب است، اما پلاسیده و کپک زده. پس زمینه تصویرها صفحهای سفید (light box) است که از تولید هرگونه سایه هنگام عکاسی جلوگیری میکند. تضادهای رنگی پایین در کنار قاب استیل عکسها، دل مردگی تصویر را نمایانتر کند؛ هم چنین دوربین به سوژه نزدیک است تا حواس ما را تماماً به جزئیات تصویر معطوف کند.
پلاسیدگی و کپک میوهها بطور طبیعی در تمام نقاط سوژهها رسوخ پیدا کرده و از میوهها تنها هیبت و کلیتی باقی مانده است. هم چنین قاب تصویر نه آنقدر وسیع است که عکاسی صحنه آرایی (stage photography) را یادآور شود، و نه به گونهای است که تصاویر کتب علمی و گیاهشناسی را به ذهن متبادر کند.
۳
مریم نیازاده با ذکاوت و تعمق به خلق مجموعهای دست زده که به نظر این قلم نگاهی متفاوت و نوین را بواسطه ارجاعات و استعارههای تصویری، در فضای عکاسی طبیعت بیجان (still life) آزموده.
سوژهها خود، نمودی از بخشهای رمان هستند. میوههایی که قبل از عکسبرداری تازه و جوان بودهاند و حالا در انزوا و تک افتادگیشان پلاسیدهاند؛ که نمایانگر سیر تحول شخصیت «دوریان گرِی» از جوانی شاداب و معصوم به مردی هرزه و خود فروخته هستند. مخاطب در این تصاویر با فصول میانی و پایانی کتاب مواجه است. فصلهایی که در آن دوریان با گسترش دوستیاش با «لٌرد هنری» روز به روز خودخواهتر و حریصتر شده و به اعمال شیطانی دست میزند. کپکها نشانگر گناهان و نمود آن در پرترهٔ «دوریانگری» هستند که جنون و انزوای روحی، و چهرهٔ بدون تغییرش از او در جامعه انسانی مرموز و در تنهایی فردی سقوط کرده و دور از ارزشهای مسیحی آنگلیکان ساخته.
عرفان و خلوص مسیحی مسالهای است که وایلد تا زمان آزادیاش از زندان، به آن میپرداخت و بارها در نامهاش به «لرد آلفرد داگلاس»، دوست و مسبب زندانی شدنش به آن اشاره نمود. رنجهای خود خواسته و انزوا، احساس دائمی گناه و در نهایت امید به مغفرت الهی از جمله معیارهای فکری وایلد بوده است.
میوههای نیازاده نیز بر اثر گذر زمان و فراموشی، از رقابت جوانی بازمانده و در گوشهای پلاسیدهاند. رو به رو شدن با تصویر میوههای متلاشی بر بستر رمان وایلد، شباهتی نیز با فیلم «فاوست» اثر «یان شوانک مایر» دارد؛ در آن فیلم، فاوست، پلاسیدن یکبارهٔ میوههایش را در پشت پنجره به عنوان مدرکی از معاملهٔ روح و ایمانش به شیطان میبیند.
استفاده از لایت باکس به عنوان پس زمینه صحنه، حامل ۲ وجه بصری و معنایی است. از نظر تکنیکی این جعبهها، از بوجود آمدن سایههای عمق دهنده و مخرب جلوگیری کرده و کوجب وضوح هر چه بیشتر سوژه شده است؛ وضوحی که پهلو به عکسهای «کارل بلوسفلت» عکاس و طبیعتشناس هم دوره وایلد میزند. این وضوح پس زمینه از منظر معنا نیز به همان تطهیر مسیحی آنگلوکن اشاره دارد. حضور نوری حمایت کننده که درعین نمایان ساختن لایه لایه گناهان افراد، آنها را پاک و درمان میکند.
مجموعه عکسهای «تصویر دوریانگری» میتواند نمودار مردم و جامعه ما باشد. جامعهای که هنرمند در آن زندگی میکند و افراد را مورد مطالعه قرار داده، و از پس این بررسی و شناخت، عکسهایی با سوژههایی به مثابه انسان امروزی ارائه داده است.



بیان دیدگاه